پای درددل پیرمرد

از یادآوری خاطرات چشمان پیرمرد تر شده بود و دل پری داشت . نگام کرد و گفت : این جعبه سیگارو می بینی؟ آرم بی ام و  داره، آلمانیه...دوست دخترم بهم دادش ...خیلی خوشگل بود.
یک سیگار در آورد و آتیش زد و یکم کشید و یک دقیقه ایی درسکوت گذشت.

دوباره سرشو بالا آورد و گفت : به زنم همیشه می گم تو بهم دروغ گفتی...اولش که با هم آشنا شدیم بهش گفتم من عاشق فروغم...اونم گفت منم عاشق فروغم.براش کتابا فروغو می خریدم و عشق می کردم باهاش! بعد که ازدواج کردیم دیدم لای کتابا رو باز نکرده بهش گفتم پس چرا؟ بم گفت : ولم کن...مگه من بیکارم این کتابا رو بخونم تازه معلوم نیست چی گفته....! زندگی را باختم آقا احسان.بچمو که بعد انقلاب اینا کشتن....اون پسرم که خدا و خمینی براش یکی ان! جرات نداریم بهش چیزی بگیم صداشو می بره بالا. همه غطی می کنه ولی می گه اعتقادات من ربطی به خمینی و خامنه ای نداره..خودم تو این خراب شده موندم.تو بارسلون راه می رفتم یه مریض و بدبخت نمی دیدم اینجا چی؟ .فقط دوست دارم یه کلت داشته باشم و یه شیشه ویسکی برم تو سویتم تو خیابون زیتون بشینم عین یه مرد مست کنم و با کلت بزنم خودمو بکشم.من مردم نباید مثل زنا قرص بخورم.زنگ زدم برام ویسکی بیارن میگه 140 تومن! چه خبره آخه؟ تو چرا اینجا موندی؟ می خوای ببرمت اونور آدمشو دارما...

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

زمزمه


آخ که آهسته بر تنم می‌‌نوازی
و نوازشت می‌‌رامد مرا لحظه‌ای
آخ من پشت می‌‌کنم خودم را می‌‌زنم به خواب
خواب را توی خود می‌‌زنم
و از گلوگاه موسیقی‌
رازهای عجیب سیاسی، ریاضی
روی میز سفره می‌‌شوند
تاپ
تاپ
تاپ
جبر و احتمال و کشته می‌‌شوند
صداهای مجازی
تو دست سفید رسانه ای
به دادم برسند
و آخ که آهسته بکوب بر سرم
آهسته کوزه خالی‌ کن بر تنم
یادم، یادم
یادم تو را
مرا
همه را فراموش
خود را بخواه که من تو را نمی‌‌خواهم
آهسته آرزو کن بر طاق تنم
و من از دروغ گفتن به تو
به آه
به هسته
به گی
متنفرم.
اکتبر/۲۰۱۱   از تارا آغداشلو

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دختران خاموش

بر زمینه ی سُربی صبح
سوار
خاموش ایستاده است
و یال بلند اسبش در باد
پریشان می شود.

خدایا خدایا
سواران نباید ایستاده باشند
هنگامی که
حادثه اخطار می شود.

کنار پرچین سوخته
دختر
خاموش ایستاده است
و دامن نازکش در باد
تکان می خورد.

خدایا خدایا
دختران نباید خاموش بمانند
هنگامی که مردان
نومید و خسته
پیر می شوند.

                             از احمد شاملو

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

نقاب

 منم مثل شما از خیلی هاتون طبیعی تر و سالم تر و عادی تر....فقط نقاب نزدم.ظاهر خوب نداشتم فکر خراب.نمیشه تو این سنین! وقتی فشار اقتصادی روحی جنسی و... لهت کرده نمی تونی بخندی و فقط در مورد موارد مجاز صدات دربیاد که اگر اینطوری باشه تو هم یک گهی هستی مثل بقیه.
امروز داشتم فکر می کردم که چقدر آدم خوش یرخورد و مهربون و موجه بودن تو زندگیم که دیر یا زود فهمیدم چه آدم های کثیفی و روانی ای هستن! باید خوب باشی در ظاهر ....کی کار باطنت داره. فقط ظاهر را حفظ کن تا همه خفه بشن.
خوشبختانه یا بدبختانه دوست صمیمی که زیاد ندارم . ممد یکیشونه امروز اگر کسی گفتگوی من و محمد را می خوند فکر می کرد ما روانی، همجنس باز ، بیکار و... هستیم.ولی در واقع ما هم مثل شما دو تا آدم معمولی با کم و کاستی های خودمون ولی این شمایید که با برداشت و قضاوت ها و پیش داوری هاتون گند می زنید توی روابط ، شخصیت ها و...

باید نقاب زد و دروغ گفت یا اینکه خودت باشی و ول کنی بری و شما را با دنیای پر از دروغ و نقابتون گذاشت به حال خودتون .

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

آغاز

آری
آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
                                                      از فروغ فرخزاد


پ.ن: فروغ صدایش رسا بود چون به بیهودگی زندگی‌، لذتش، و چارچوبهای سنگین و قدیمیش پی‌ برده بود و آنها را به زیبایی بیان می کرد.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

سوتفاهم

و عشق
سوءتفاهمی ست
که با "متأسفم" گفتنی فراموش می‌شود
                                                                          از احمد شاملو

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

مدیرعامل و کارتون

تو دفتر شرکت ماهواره داشتیم و بچه ها هم اکثرا تو کف و خسته بودن و فقط کانال های موزیک را نگاه می کردند که یکهو مدیرعامل 64 ساله مون خسته و عصبانی همراه با مهمانش اومد داخل . یکم چپ چپ نگاه کرد و کسی محلش نذاشت ! رفت داخل اتاقشو و مهمونو زود رد کرد و اومد داد زد: اینا چیه نگاه می کنید اینجا که خونه نیست دفتر شرکته! فردا همین یارو می ره پشت سرمون هزارتا چیز می گه این کانالا رو همه پاک کنید .
و هر چی گفتیم بابا شب نگاه می کنیم و روزا خاموشش می کنیم به گوشش نرفتو و همه شبکه ها رو پاک کرد و یک لیست ساخت از شبکه های صدا و سیما و پرشین تون هم گذاشت کنارش! بچه ها همه پنچر شدن و هر کی رفت یه سمتی. من و اون موندیم و نشستیم باب اسفنجی نگاه کردیم . آروم سرشو آورد جلو و بهم گفت ماهواره برا چیمونه؟ تو که فیلم میاری شبا می بینیم ، روزا اقلا چهار تا کارتون ببینیم ! هر چی کارتون می خرم نوه هام میان می برنشون خونه خودشون هر چی هم می گن همینجا نگاه کنید گوش نمی کنن! 

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دست نجس مادر

رفته بودیم لشکر آباد فلافل بخوریم.یک خانم و آقا هم با دو تا بچه کوچولوش (یک دختر و یک پسر) هم همزمان با ما اومدن.پدره شروع به ساندویچ درست کردن برای دخترش  و پسره هم آویزون مامانه شد که یالا من گشنمه زود ساندوچمو بده...در همین لحظه مادره با پا هلش داد و گفت : من مستم ، دستم نجسه به بابات بگو برات درست کنه!!

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

بوی خوش تن



یکسری کون گشاد ( زن و مرد هم نداره ) هستن که اینقدر حمام نمی کنن که بوی عرقشون راحت مشام را آزار می ده...دوست دارم ازشون بپرسم تو بیابونی؟ آب نیست؟ چته که خودتو لباساتو نمی شوری؟ واقعا چه مرگته غیر از تنبلی و بیشعوری؟

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

بی بند - پازل ناتموم


خواننده : بی بند
ترانه : پازل ناتموم
آلبوم : نه پیچیده
ژانر : راک

گفتی از ترسات
گفتی از رویات
گفتی از امروز
گفتی از فردا
گفتی بد یا خوب
گفتی از حالت
گفتی هرچی بود
بردی از یادت
صبر کن
هنوز خیلی زوده
نگو تموم شده
همه چی بینمون
گوش کن
حرفات برام زوره
نزار تنهام با این
پازل ناتموم
گفتی از عشقو و درد دل بستن
گفتی از عهدو زجر دل کندن
گفتی از راهوخوندی از رفتن
گفتی از اینجا جداییم از هم
صبر کن
هنوز خیلی زوده
نگو تموم شده
همه چی بینمون
گوش کن حرفات برام زوره
نزار تنهام با این پازل ناتموم



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Cloob :: Oyax :: Delicious :: Stumbleupon :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed