مادرم می گفت: ازدواج مناسب ازدواجیه که سن مرد پنج تا هفت
سال از زن بیشتر باشه و قدش ده تا پونزده سانت بلندتر ، من نمی دونم اون چند
سالشه ولی قد من از اون کوتاهتره و این از پاییزم غم انگیزتره
همرنگ جماعت
بهم
می گه : شما که خلاف جهت آب شنا می کنید به هیچجا نمی رسید....
تو دلم بهش می گم : در
تو بزار فلان فلان شده....
من کنارتم
می دونم که نمی تونم اتفاقات تلخ و ناگوار را از ذهن تو پاک
کنم ، حق با توه نمی تونم . اما وقتی دوباره بخواد اتفاق بدی بیفته ...من کنارت
هستم
گوش کن
وقتی زنگ زده به تو داره گریه می
کنه حتما کس دیگه ایی نبوده که براش زار بزنه ، کاری و کمکی که نمی کنی اقلا فقط
گوش بده.
تو چته؟
_ چته؟
_ چیزیم نیست
_ نه یه چیزیت هست من می فهمم؟
_ نه بخدا چیزیم نیست
_ راستشو بگو
_ بابا چیزیم نیست
_ نمی گی؟
.
.
.
و این بحث ادامه دارد و کم کم به این نتیجه می رسم که یه
چیزیم هست !
پنچری
رفته بودیم دوچرخه سواری ساعت 12 شب دوچرخه بهروز پنچر شد و
مجبور شدیم دو سه کیلومتر راه بریم تا برسیم به خونه وسط راه رسیدیم به بستی نعمت
و نتونستیم جلو خودمونو بگیریم و پریدیم دو تا بستی میوه ایی خریدیم و با عذاب
وجدان اینکه از یک طرف رکاب می زنیم لاغر شیم و از اونور کالری اضافه به بدن می
رسونیم ، خوردیمش . یه مرد سی چهل ساله هم اومد یه بستنی خرید و پشت سر ما حرکت
کرد و یه لیزر سبز گرفته بود دستشو و هی روی زمین و ساختمونا می نداختو و با خودش
می خندید !
بهروز یواش کرد تا از ما بزنه جلو لیزر روی کونمون نندازه
بخنده ، وقتی رفت گفت به خدا زن داشته زنش طلاق گرفته ، شب جمعه است کس خل شده
اومده تو خیابون بستنی خریده و لیزر می ندازه خودش با خودش می خنده ! نگاش کن نمی
دونه کجا می خواد بره فقط بی هدف داره راه میره J
فحش
_ حامد می گفت من جلو زنم فحش نمی دم به هیچوجه !
_ بهش گفتم مثلا وقتی از دست یه نفر ناراحتی یا اصلا دارای با
ماشین می رونی و یکی مثل گاو میاد و نزدیکه خودتو و ماشینو له کنه مثلا نمیگی: عجب
گاو حروم زاده ایی؟ یا فلانی آدم مادرجنده ایه؟
_ گفت نه چون اگر من احساس
راحتی کنم و فحش بدم اون ممکنه این احساس بهش دست بده که یه روزی به خودشم فحش می
دم.... !
به نظر دلیل مزخرفی بود و
اون روز من چیزی نگفتم و اون موقع نامزد داشت و بعدها از نامزدش جدا شد و نمی دونم
تو اون روزای آخر فحش و فحش کاری هم داشتن یا نه .
اشتراک در:
پستها (Atom)